پلاسماي تازه منجمد

براي تهيه پلاسماي تازه منجمد Fresh Frozen Plasma ، كيسه هاي خون كامل را با دور سنگين سانتريفيوژ كرده و پلاسما را جدا مي كنند. در بيشتر مراكز براي تهيه پلاسما از شتاب ثقل  g 5000 به مدت 7 دقيقه استفاده مي كنند. پلاسماي جدا شده را به سرعت منجمد ساخته و انجماد بايستي در سيستمي صورت گيرد كه پلاسما در ظرف مدت يكساعت در برودت كمتر از 30- درجه سانتي گراد منجمد شود. براي تهيه اين فرآورده بايد حداكثر تا 6 ساعت بعد از اهداي خون اقدام كرد. خون هايي كه زمان جمع آوري آنها بيش از 10 دقيقه طول بكشد براي تهيه فرآورده هاي پلاسمايي جهت مصرف مستقيم باليني مناسب نيستند. روش تهيه بايد قابل اطمينان باشد تا فرآورده داراي حداكثر فاكتورهاي انعقادي و حداقل عناصر سلولي خون باشد ( گلبول قرمز، پلاكت و گلبول سفيد ).

واحدهاي خون كاملي كه براي FFP   بكار مي روند بايد حين فرآيند خونگيري با ماده ضدانعقاد به خوبي مخلوط شوند چون هرگونه فعاليت سيستم انعقادي باعث كاهش فعاليت اين فاكتورها در پلاسما خواهد شد. اين فرآورده همانند يك پلاسماي نرمال داراي فاكتورهاي انعقادي پايدار ( 2 و 7 و  9و 10)، آلبومين و ايمونوگلوبولين مي باشد و حاوي حداقل 70% فاكتور VIII اوليه و نيز به همين مقدار از ساير فاكتورهاي انعقادي ناپايدار ( 5 و 8 ) مي باشد.

پايداري محصول بستگي به دماي نگهداري آن دارد.

دماي مطلوب 30- درجه سانتي گراد يا پائين تر است ولي مي توان آن را در 18- درجه سانتي گراد نيز نگهداري كرد كه چنانچه در اين برودت نگهداري شود مي توان تا يكسال به عنوان منبعي غني از فاكتورهاي انعقادي پايدار و غير پايدار از آن استفاده كرد.

 

مصرف :

در هنگام استفاده از FFP بايد آن را در 37 درجه سانتي گراد ذوب كرد و پس از ذوب شدن در عرض 2 تا 3 ساعت مصرف كرد. چنانچه پلاسمايي پس از ذوب شدن مورد استفاده قرار نگيرد، مي توان آن را در يخچال در دماي 1 تا 6 درجه سانتي گراد گذاشت و تا 24 ساعت، هنوز هم به عنوان پلاسماي تازه مورد استفاده قرار داد. هر واحد پلاسماي تازه بين 200 تا 280 سي سي حجم داشته و هر سي سي از آن داراي 7/0 تا 1 واحد فعاليت انعقادي از هر كدام از فاكتورهاي انعقادي است. علاوه بر اين هر سي سي FFP   تازه حاوي 1 تا 2 ميلي گرم فيبرينوژن است. در تزريق پلاسما احتياجي به كراس مچ نيست ولی همگروهي سيستم ABO بين دهنده و گيرنده را بايد رعايت كرد و چنانچه پلاسماي همگروه بيمار يافت نشود، مي توان از پلاسماي اهداكننده گروه AB به عنوان دهنده همگاني پلاسما استفاده كرد، چون اين افراد فاقد آنتي A و آنتي B هستند. از نظر سيستم Rh ، تزريق پلاسماي فرد داراي گروه مثبت به منفي بلامانع است. چنانچه پلاسما حاوي آنتي Rh باشد نبايد آن را به افراد Rh   مثبت بدهند.

ميزان درماني پلاسما جهت تصحيح فاكتورهاي انعقادي 8 تا 10 سي سي به ازاي هر كيلوگرم وزن بيمار است و در هيچ زماني نبايد بيش تر از 10 تا 15 سي سي به ازاي هر كيلوگرم مورد استفاده قرار گيرد چون باعث افزايش حجم خون در بيمار شده و سبب بروز اختلالات قلبي ريوي مي شود.

 

مهم ترين كاربردهاي پلاسماي تازه منجمد :

 

1. بيماراني كه كاهش همزمان چندين فاكتور انعقادي دارند مانند بيماريهاي كبدي :

ميزان فاكتورهاي انعقادي به ويژه فاكتورهاي وابسته به ويتامين k   كه عبارت است از پروتئين C ، پروتئين S و فاكتورهاي 2 و 7 و  9 و 10 در بيماريهاي كبدي كاهش مي يابند و باعث افزايش زمان پروترمبين (Pt ) مي شوند. هنگامي كه آزمايش زمان پروترومبين بيمار بيش از 16 تا 18 ثانيه شود و PTT   بيمار بيش از 55 تا 60 ثانيه شود، به تزريق FFP نياز داريم چون در غير اين صورت امكان خونريزي در بيمار وجود دارد.

2. متعاقب ترانسفوزيون ماسيو و تعويض خون :

چنانچه بيمار حجمي معادل حجم خون خود را در كمتر از 24 ساعت دريافت كند به آن ترانسفوزيون ماسيو گويند. در ترانسفوزيون ماسيو فاكتورهاي انعقادي و پلاكت هاي بيمار با خون تزريق شده رقيق مي شود و ميزان آنها كاهش مي يابد. در ترانسفوزيون ماسيو غلظت هر ماده اي يا سلولي در خون بيمار كاهش مي يابد. بنابراين در اين موارد به علت پديده رقت امكان خونريزي وجود دارد و توصيه مي شود كه در اين حالت به ازاي هر 5 واحد تزريق خون يك واحد FFP   و پلاكت نيز تزريق شود .

3. بيماران مبتلا به انعقاد داخل عروقي منتشر ( DIC ) :

در بيماران مبتلا به DIC به علت مصرف شدن فاكتورهاي انعقادي و پلاكت ها گرايش به خونريزي پيدا مي شود و در اين حالت بايد به اين بيماران FFP   و پلاكت تزريق كرد. در سندرم DIC غلظت فاكتورهاي انعقادي 5 و 8 و فيبرينوژن بشدت كاهش مي يابد. چنانچه غلظت فيبرينوژن كمتر از 80 ميلي گرم درصد باشد، تزريق FFP يا كرايو توصيه مي شود.

4. جبران سريع فاكتورهاي انعقادي در بيماراني كه ميزان زيادي وارفارين مصرف كرده اند :

در بيماراني كه وارفارين مصرف مي كنند ميزان كارآئي فاكتورهاي 2 و 7 و 9 و 10 كاهش مي يابد ليكــن چنانچه بيماران فوق خونريزي داشته يا به عمل جراحي فوري نياز داشته باشند مي توان با تزريق پلاسماي تازه فاكتورهاي فوق را در بيمار به سرعت جبران كرد .

5. جايگزيني با پلاسماي بيمار در مبتلايان به سندرم هموليتيك اورميك (HUS ) و ترومبوتيك

6. ترومبوتيك ترومبوسيتوپنيك پورپورا :

پلاسمافرزيس در بيماران مبتلا به TTP و HUS رل مهمي در درمان دارد. براي انجام اين كار پلاسماي بيمار را توسط روش هاي دستي يا اتوماتيك خارج كرده و براي جايگزيني آن از FFP   همگروه استفاده مي شود. 


6.1.7.0
گروه دورانV6.1.7.0